![]() |
![]() |
|
|
خداحافظ
التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:48 توسط پریسا |
|
|
عمریست که از ظهور او جا ماندیم
در غیبت سرد او تنها ماندیم او منتظر است تا ما بر گردیم مائیم که در غیبت کبری ماندیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 8:59 توسط پریسا |
|
|
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پروانه ات امضا ندارد...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:50 توسط پریسا |
|
|
دوستت دارم بي آنكه بدانم ....
واژه ها در سرودنت هيچ نمي دانند و حقارت خود را نمايان مي كنند. مولاي من ! با سينه اي گداخته از غربت نديدنت ، و وجودي كه يتيم نگاهت مانده ، تو را مي خوانم ؛ من را به حرمت بي كسي هايم رهايم كن كه زمانه تيغ جفا بر قلب شكافته انتظار مي سايد ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:27 توسط پریسا |
|
|
یا مولا جان رمضان به نیمه رسید ... نمی دانم آیا گناهان ما نیز
به نیمه رسیده اند یا نه! میلاد غریب قبرستان بقیع ، حضرت امام حسن مجتبی (ع) را به محضر شما و دلدادگانتان تبریک عرض می نمایم... برای ما دعا کن... ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 10:41 توسط پریسا |
|
|
الان دست او در دست تو می باشد! آقا سید محمد، صاحب مفاتیح الاصول و مناهل الفقه، از خط علامه حلی، که در حواشی بعضی کتبش آورده، نقل می کند: باز مسائلی را که بر خود مشکل دیده بود، سؤال نمود و از شخص عرب جواب گرفت و خلاصه متوجه شد که این شخص علامه دهر است؛ زیرا تا به آن وقت کسی را مثل خود ندیده بود ولی خودش هم در آن مسائل متحیر بود. تا آن که در اثناء سؤالها، مسأله ای مطرح شد که آن شخص در آن مسأله به خلاف نظر علامه حلی فتوا داد. ایشان قبول نکرد و گفت: این فتوا برخلاف اصل و قاعده است و دلیل و روایتی را که مدرک آن باشد، نداریم. آن جناب فرمود: دلیل این حکم که من گفتم، حدیثی است که شیخ طوسی در کتاب تهذیب نوشته است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:38 توسط پریسا |
|
چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي چه اشكها به سينه ها رسوب شد نيامدي خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شكن خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي براي ما كه خسته ايم و دلشكسته ايم نه ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام دوباره صبح ، ظهر ،نه! غروب شد نيامدي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 9:58 توسط پریسا |
|
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:21 توسط پریسا |
|
||||||||||
![]() ![]() ![]()
مهدی جان! بیگانه دردی است عشق تو و زیبا غمی است به انتظار قدمهای سبزت زیستن با هر نفس تو را می طلبم و در هر رویا تو را می جویم... محبتت می آویزم و پیشانی بندگی بر تربت وجودت می سایم و به اقتدای تو این چنین آغاز می کنم : ***بسم رب المهدی*** ای راهیان روشنی ! بیایید در آینه ً چشمان مولایمان مهدی (ع) خود را بیا راییم و دراین هیاهوی سرگردانی با طهارتعشق ایشان روزه دار رمضان باشیم.و به مدد آقا امام زمان (عج) وبه پیشواز آدینه ظهور ،خودمان را دریابیم. فرازی از دست نوشته های دکتر علی شریعتی: "هل من ناصر ینصرنی"... وتوانسان،باید"انتخاب "کنی. به هر حال سه ره پیداست: "پلیدی" ، "پاکی" و"پوچی". این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است ، و تو یک کلمه نامفهومی، و وجودی بی ماهیتی و هیچی که بر سر این سه راه ایستاده ای .تا ایستاده ای هیچی، چون ایستاده ای هیچی. یکی راانتخاب می کنی ، به راه می افتی ، و باانتخاب راه فتن ات خودت را انتخاب می کنی ، معنی می شوی،ماهیت وجودیت معین می شود ،چگونه بودنت شکل می گیرد ، و این چنین است که ، آدمی که با تولد وجود یافته است ، با انتخاب ماهیت می یابد. اگر براستی عمق و دامنه این سخن امام صادق(ع) را بتوانیم بینیم که"هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلا و هر ماهی محرم است" بی درنگ در پی آن ، این حقیقت را احساس می کنیم که :"و هر انسانی ، یک حر" او که حقیقت و رسالت آدمی را در طبیعت ،و در تاریخ و در قبال خدا ، خلق و خود ، با فصاحت و بلاغتی استثنائی بیان می کند ، آن هم نه با مایه ً ذهن و لفظ ، که با عشق و با خون ، عبارتی که هر کلمه اش پاره ای از بودن اوست. انسان باید انتخاب کنی: یا به امید" حکومت ری" خیمه گاه آزادی و عدل را آتش می زنی و به طمع صلهً امیرالمومنین، ایمان را ذبح می کنی و سرش را به پایتخت کفر سوغات می بری و یا تحمل این همه زشتی و دنائت از تو ساخته نیست و همچون قهرمان این داستان تقدیر ، چکمه هایت را به نشانه خشوع در پیشگاه حقیقت، بر گردن بندگی ات می افکنی و به جای آنکه کرمی باشی که در لجن خوشبختی می لولد ، سفینه نجات می گردی که بر موج سرخ شهادت خویش به سوی کمال میرانی و سربلند از وفای میثاقت ، و ایفای رسالتت، تا خدا اوج می گیری و دسترنج عشق و صبر و تقوی و شهادتت را از دستهای مهربان خدا ، طعام و شرابی می خوری که ویژه شهیدان ساخته اند و روحهایی که طبیعت از سیری و سیرابیشان عاجز است ، گرسنه و تشنهً آنند. و یا نه آن و نه این ... در بحبوحه جنگ راستی و دروغ ، کور و کرهمچنان بر جای می مانی و همه رویدادها را ندیده می گیری و تمامی فریادها را نشنیده می انگاری و به زانوی ذلت می نشینی و دندان غفلت بر جگر می نهی و خود را در تب و تاب "حریت" به "خریت" می زنی و نگاهت را از دیدن دوردستها می دزدی و سرت را به خودت بند می کنی ، پولهای جیبت را می شماری و یا در گیر و دار آتش و خون ، آینه ای پیش رویت می نهی و زیر ابرو بر می داری و بهر حال ، یا به شراب می نشینی و یا به نماز می ایستی تا شاهد عاشورای خویش و شهید کربلای نباشی و به فریب علم یا دین و سکر خوب بودن یا سربندی امور خیریه از صحنه غیبت کنی. *لبیک یا مهدی(عج)* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 13:38 توسط پریسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:58 توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پریسا هستم و 19 سال دارم ... این وبلاگ را تقدیم می کنم به مولایم مهدی(عج) و سربازان گمنام ایشان ....
یا صاحب الزمان می دانم که دل نوشته هایم را می خوانی شاید مشتاقانه تر از بقیه. نظرت را برایم بنویس.آقا جان مبتلای نگاهت شده ایم و حدیث بی قراری می خوانیم ... ظهور کن ای موعود هستی ! دلهای ما تاب دوری ات را ندارند .... |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
خاطره دیدار آقا امام زمان (عج) از معجزات حضرت مهدی (عج) می گویند مسافری شکسته نماز می خوند... فرازی از دست نوشته های دکتر شریعتی نامه ای سر گشاده برای آقا امام زمان (عج) |
|
RSS
|